سی و سومین سالگرد شهادت افشین فناخسرو دانشجوی شهید دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

۰۴ فروردین ۱۴۰۰ | ۲۳:۲۹ کد : ۱۶۳۵۷ اخبار دانشگاه
تعداد بازدید:۲۰۹
افشین فناخسرو دانجشوی کارشناسی رشته مهندسی عمران واحد تهران مرکزی بیست و نهم دی ماه ۱۳۴۴ در‌ تهران چشم به جهان گشود و چهارم فروردین ماه سال ۱۳۶۷ با سمت نیروی واحد اطلاعات و عملیات در محل ام الرصاص حلبچه عراق در عملیات بیت المقدس (۴) به شهادت رسید
سی و سومین سالگرد شهادت  افشین فناخسرو دانشجوی شهید دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

به گزارش روابط عمومی واحد تهران مرکزی، شهید افشین(امیر) فنا خسرو برادر شهید نادر فناخسرو در بیست و نهم دی ۱۳۴۴، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی اکبر از فرماندهان ارتش و مادرش مریم نام داشت. دانشجو کارشناسی در رشته عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. چهارم فروردین ۱۳۶۷، با سمت نیروی واحد اطلاعات و عملیات در محل ام الرصاص حلبچه عراق در عملیات بیت المقدس 4 شهید شد. مزار او در گلزار شهدای امام زاده علی اکبر چیذر واقع است.

 

زندگینامه شهید افشین (امیر) فناخسرو

 

 

افشین که او را امیر نیز صدا می زدند، با آغاز جنگ به جبهه شتافت و همراه برادرش به نبرد با دشمن بعثی پرداختند. او از رزمندگان اطلاعات و عملیات لشکر محمد رسول الله (ص) بود و بعد از آن به لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) رفت. افشین (امیر) که از فراق و دوری برادر و دوستان شهیدش می سوخت، دو ماه بعد از شهادت برادرش شهید نادر فناخسرو و قبل از آغاز ماه محرم سال ۱۳۶۷ در آستانه ماه مبارک رمضان به مقام شهادت رسید. پیکر او را کنار برادرش در گلزار شهدای امامزاده علی اکبر (ع) چیذر به خاک سپردند. حاج علی اکبر فناخسرو پدر شهیدان فناخسرو نیز از فرماندهان و جانبازان ارتش بود که در اردیبهشت سال ۱۳۸۷ در حین روایتگری برای کاروان های راهیان نور در دوکوهه از دنیا رفت و در کنار مزار پسرانش به خاک سپرده شد.

بخشی از وصیتنامه‌ شهید افشین (امیر) فناخسرو

 

"مرا به سوی خودت بخوان ای معبود من دیگر تحمل ندارم که تک تک همه دوستانم از دستم بروند و باز هم در این شهر پُر از فساد و معصیت بمانم.حالا دیگر تنها شدم. به هر مؤمن و پاکدامن و پاکدلی دل بستم، مدتی نگذشت که از دستم رفتند. آنها از صِنف خوبانند، باید هم بروند، ولی ما چه کنیم؟ و این همه درد … حسین(ع) جان، هر سال که محرم می شود، وقتی می خواهیم برایت سینه بزنیم، یکسری از بچه ها از میانمان می روند، یعنی سهمیه هر سال را گلچین می کنند می خواهم بگم: حسین(ع) جان، هی محرم می آید، باز ما می مانیم با این همه گناه و معصیت پس کی نوبت به ما می رسد؟ حسین(ع) جان سال ۶۴ محرم با حسین نوروزی فناخسرو) به شهادت رسید خدا یک خواهشی دارم ، دایی فخرا (شهید علیرضا فخر) و دیگر بچه ها بودیم. آنها شهید شدند، جای ما پیش آنها خالیه سال ۶۵ محرم شد، جلال توکلی و بابایی و دیگر عزیزان سال ۶۶ محرم شد محمد فوقانی و یکسری دیگر از بچه ها برادر و دوست عزیزم نادر ( محرم سال ۶۷ در راه است، هنوز ماه رمضانت نرسیده یعنی می شه ما را هم جز این قافله ات قبول کنی؟؟؟"انتهای پیام/

کلید واژه ها: شهید


نظر شما :