برگزاری نشست علمی «نسبت اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

۲۷ آبان ۱۳۹۴ | ۱۶:۲۴ کد : ۸۱۴ اخبار دانشگاه
تعداد بازدید:۱۵۱۰

 

 

نشست علمی "نسبت اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) "در دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکزی برگزار شد.

 

دکتر مرتضی محمودی رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در این نشست در سخنانی گفت: اخلاق و سیاست و رابطه آنها با هم از جمله موضوعاتی هستند که در حوزه فلسفه سیاسی و اخلاق از قدیم الایام مورد توجه و مناقشه متفکران و فیلسوفان و سیاست شناسان در همه جای جهان بوده است این موضوع یکی از مسائلی است که به ویژه با مطرح شدن انقلاب اسلامی و اندیشه های بنیان گذار انقلاب اسلامی باعث شد تا این مناقشه تا حدودی پیچیده تر هم شده است .

 

 

وی افزود: برای نمونه اشتراوس که اندیشه های  او اساس اندیشه سیاسی نو محا فظه کاران آمریکا را تشکیل می دهد، معتقد به جدایی کامل اخلاق از سیاست و حکومت غیر اخلاقی نخبگان می باشد . وبا هر گونه رفتار و اخلاقی برای  رهبران مخالف بوده وبرای اخلاق ‘جایگاهی در عرصه حکومت و حاکمیت قائل نیست. 

اما امام خمینی (ره) با الهام از آموزه های دین اسلام ،از همان ابتدا واز خردادسال 1342در درسهای اخلاقی خودش، راه مبارزه با استبداد و استکبار را آموزش می داد وبرای مبارزه با استبداد و استکبار اولویت به اخلاق می داد و آموختن و عمل به ارزشهای اخلاقی نومبارزه با اهداف استبداد و استکبار تلقی می شد. اما هرگز موافق خشونت نبود.

محمودی با بیان اینکه، امام (ره)توانست باارائه اندیشه های سیاسی نوین، دین واخلاق ، معنویت و ارزشهای انسانی رابه عنوان مفاهیم نوین سیاسی وارد  دانش واژه های سیاسی در جهان معاصر کند گفت: امام خمینی(ره) برانفکاک اخلاق وسیاست در دیدگاه اسلام خط بطلان کشید.و در تاسیس حکومت،هماهنگی وهمراهی وحتی ادغام اخلاق وسیاست اندیشه ای جدید ارائه داد و عدم تفکیک و جدایی اخلاق و سیاست را از ضروریات اداراه جامعه قلمداد نمودند.

محمودی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد: در دیدگاه غرب در حالی که لازمه سیاست دست شستن از پاره ای از اصول اخلاقی است . در این دیدگاه اساساً هر گونه اقدام سیاسی ‘با اخلاق ستیزی  سازگار است و بازیر پا گذاشتن اخلاقیات آغاز می شود و گفته شده هیچ فعالیت سیاسی بدون " دستهای آلوده " ممکن نیست . این تعبیر دستهای آْلوده ‘گفته شده که اولین بار در نمایشنامه ژان پل سارتر مطرح شده .این دیدگاه غرب و لیبرالیستها است .

اما در بفکر مارکسیست ها اخلاق فرهنگ وهنر و...تمام رو بنا هستند همه آ نها  ‘همه فرع بر منافع اقتصادی طبقاتی هستند .بنابراین تنها معنای علمی اخلاق و حقیقت و عدالت و غیره پیشبرد منافع طبقاتی است . لنین خود در باره اخلاق می گوید ،  ا خلاق ما از منافع طبقاتی و مبارزه با پرولتاریا به دست می آید. بدین جهت وبر اساس این اندیشه ‘ اخلاق ودیگر مظاهر اجتماعی تابع بی قید و شرط سیا ست  وعمل انقلابی هستند یعنی بر اساس منطق تز و آنتی تز و سنتز . اخلاق و فرهنگ و... ارزش خود را از سیا ست و عمل جبری حرکت تاریخ می گیرند . و بوسیله آن توجیه می شوند.فرق بین مارکسیست ها و لیبرالیست ها این است که لیبرالها برای اخلاق اصالت قائلند اما آن را جدا از سیاست بررسی می کنند.

امام خمینی از جمله عالمان و متفکرانی هستند که در این مورد تا ملاتی عمیق از خود ارائه داده و درباره بحث رابطه اخلاق و سیاست نظریات پر ارزش و با اهمیت و قابل بررسی و بسیار عمیق ارائه داده اند ‘ بطوریکه برخی از پژوهشگران  در سطح جهانی را تحت تاثیر قرار داد بهمین  دلیل در دنیا اندیشه های امام از سوی پژوهشگران و اندیشمندان جهان مورد بررسی قرار گرفته و تا تا حالا بوسیله آنها اثار بسیاری در باره اندیشه های سیاسی ، اخلاقی و فلسفی عرفانی و حتی سیاست بین الملل آفریده شده است . بهمین دلیل اندیشمندان اظهار کرده اند که از دیدگاه امام خمینی اخلاق سیرت سیاست و سیا ست صورت اخلاق است . بنا براین جدا کردن صورت و سیرت از یکدیگر نا ممکن است و این رابطه در حقیقت نوعی تاثیر و تاثر متزاید و متقا بل  می باشد.

امام خمینی (ره) خود سیاست را به سه دسته تقسیم کرده اند که انها عبارتند از سیاست شیطانی ‘سیاست انسانی (صحیح ) و سیاست الهی .

امام سیاست شیطانی را اساساً باطل می داند و سیاست انسانی  صحیح را ناقص اعلام می دارند زیرا آن را متوجه یک بعد از ابعاد انسان یعنی بعد مادی می داند. امام تنها سیاست الهی را جامع تمام ابعاد و زوایای زندگی انسان معرفی می نمایند .

چرا که سیاست الهی دارای تمام مراتب و جود انسان می باشد . سیاست الهی اداره انسان در صراط مستقیم است و پاسخگوی همه نیازهای مادی و معنوی ‘ دنیا یی و اخروی انسان است .که از ملک تا ملکوت ترسیم شده است .

سیاست شیطانی و انسانی (صحیح )هر دو به مرتبه حیوانی انسان مربوط می شوند . که عقل هم در خدمت مراتب حیوانی قرار گرفته است . که می فرمایند : سیاست شیطانی انسان را به انحطاط و لجن می کشد . وسیاست انسانی صحیح ، انسان را محدود می نماید که هر دوی آنها انحراف از صراط مستقیم است . امام    می فرمایند . اخلاق حد اعتدال قوای نفس است . و فضا یل انسا نی و اخلاقی برآن مترتب می باشد .

سیاست امتداد اخلاق است و اخلاق زیر بنای سیاست از این رو امام راحل ، اخلاق و سیاست دینی را یگانه می شمارد  وبه همین دلیل می فرمایند : در اسلام احکام اخلاقیش هم سیا سی است . مثل حکمی که در قرآن هست و می فرماید :  " انما المومنون اخوه – مومنین برادر هستند این حکم هم یک حکم اخلاقی است ‘ هم یک حکم اجتماعی وهم یک حکم سیاسی .

امام بامعرفی چنین سیاستی و تعریفی که ازسیاست ازمنظردین ارائه می دهند . سیاست ضد اخلاق و جدای از اخلاق را نه تنها سیاست نمی داند بلکه آن را خدعه و فریب ونیرنگ می داند ونیرنگ نمی تواند سیاست باشد یعنی باید میان سیاست وخدعه و فریب جدایی قا ئل شد . که ضد اخلاق است . نه بین اخلاق و سیاست . چرا که می فر مایند " اسلام سیاست است ،حقیقت سیاست است " . پس از این منظر اگر کسی می خواهد حقیقت سیاست را بیاموزد و بفهمد باید اسلام را بیاموزد و اسلام را بشناسد تا ببیند که اخلاق و سیاست و اسلام یکی هستند .

 این مطالب انسانهای حق طلب در جهانی را بفکر و تأمل و امیدارد . به همین دلیل است که اندیشه های امام در سطح آکادمیک در حال نفوذ در همه جای دنیا است .

دکتر مرشدی عضو هیات علمی دانشگاه شاهدنیز در ادامه این نشست  با بیان اینکه فلاسفه اخلاق معتقدند که اخلاق از این گزاره به وجود آمده است که: «آنچه بر حود نمی‌پسندی بر دیگران مپسند» گفت: اگر این گزاره را در پیش روی خویش قرار دهیم می‌توانیم ارزش‌های اخلاقی را بشناسیم و در مقابل ارزش‌های ضد اخلاقی قرار دهیم. در مقابل ارزش‌های اخلاقی برخی ارزش‌های دیگر را نیز بر می‌شمرند که متفاوت از ارزش‌های اخلاقی است. ارزش‌های دینی تا حدودی هم‌پوشانی با ارزش‌های اخلاقی دارد ولی عین آن‌ها نیست، ارزش‌های حقوقی و ارزش‌های زیبا‌شناسانه و آداب و رسوم نیز اینگونه است و در یک کلام می‌توان گفت: ارزش‌های اخلاقی از نگاه بسیاری از فیلسوفان اخلاق ارزش‌هایی مطلق هستند حال آنکه ارزش‌های دیگر بسته به جوامع و بسترهایی که فرد در آن رشد می‌یابد دچار تنوع هستند. تعریف دیگری که از سوی «توماس نیگل» فیلسوف اخلاق معاصر ارائه شده است نیز می‌گوید: اگر بخواهیم از اخلاق و ضد اخلاق صحبت کنیم، می‌توانیم بگوییم ارزش‌های دگر خواهانه، ارزش‌های اخلاقی هستند و ارزش‌های خودخواهانه ارزشهای ضد اخلاقی‌اند. بر این مبنا تقسیمی نیز از انواع ارزش‌های اخلاقی یا مکاتب اخلاقی شکل می‌گیرد. «مکتب وظیفه گرا» مبنا را بر این قرار می‌دهد که اخلاق امری مطلق است و ما موظفیم امر اخلاقی را انجام دهیم هر چه می‌خواهد بشود؛ این مکتب نگاهی است که کانت به اخلاق دارد و  تا بدان حد به امر راستگویی اعتقاد دارد که می گوید: که حاضرم برای راستگویی جانم را از  دست بدهم، «مکتب نتیجه‌گرا» یا پیامدگرا که مورد نظر «بنتام و میل» است می‌گوید امر اخلاقی تا زمانی اخلاقی است که نتیجه مثبت از آن حاصل شود و اگر نتیجه مثبت دست ندهد خود آن امر اخلاقی به خودی خود فایده‌ای ندارد. سومین دیدگاه اخلاق فضیلت‌گرا است که مد نظر ارسطو است و او معتقد است که امر اخلاقی زمانی اخلاقی است که با نیت و قصد درست انجام بگیرد. در این بحث به بررسی این موضوع پرداخته می شود که امام خمینی به عنوان یک سیاستمدار و فیلسوف در کدام یکی از این تقسیم بندی ها قرار می گیرند. در ارتباط با امام(ره) با سه گزاره در آثار ایشان مواجهیم. یک دسته مطالبی که بر قطعیت و مطلق بودن اخلاق تاکید دارند، ایشان در جاهای مختلف تاکید دارند که ما مامور به تکلیفیم و نه نتیجه که این نگاه فیلسوفان وظیفه‌گرا و اخلاق وظیفه‌گرا است. دومین گزاره‌ها مباحثی است که ایشان در فقه و در سیاست در ارتباط با بحث مصلحت فرد و نظام و جامعه بیان می‌کنند. در بحث فقهی امام(ره) از مجتهدین و فقهایی‌اند که مانند بسیاری از فقهای شیعه اعتقاد به احکام ثانویه در برابر احکام اولیه دارند و بر این عقیده‌اند که در جایی که اضطرار، عسر و هرج و... وجود دارد حکم ثانویه برای مدتی کوتاه به جای حکم اولیه قرار می‌گیرد و در امر سیاست نیز بحث مصلحت نظام موضوعی است که امام پس از رهبریشان عنوان می‌کنند.

 

اما گزاره سومی نیز وجود دارد که در کتب اخلاقی امام آمده و در آنجا نیت و اراده بسیار مورد تاکید ایشان است. نتیجه ای که می توان از بررسی سخنان امام خمینی در باب اخلاق گرفت این است که ایشان رد درجه نخست دارای اخلاق وظیفه گرا هستند و مواردی که خلاف این نگاه را نشان می دهد از جهاتی قابل

توجیه است: یکی اینکه این ارزشها، ارزشهای اخلاقی به معنای فلسفی نیستند و در مقوله اخلاق دینی و مانند اینها قرار می گیرند. دیگر اینکه اولویتهایی که در قالب مصلحت و .. بر ارزشهای اخلاقی داده می شود، نوعا اولویت حق الناس بر حق الله است. وگرنه چنین نیست که ایشان حقوق مردم را در درجه ای نازل قرار دهند.

بر اساس این گزارش  بهروز رشیدی عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکزی نیز با بیان اینکه نظریه  اخلاق سیاسی امام خمینی (ره) از آموزه های اسلامی به ویژه قرآن کریم وسنت و سیره ائمه معصومین می باشد افزود: بر اساس نص قرآن کریم هدف از بعثت پیامبران تزکیه و تعلیم قرآن و حکمت است از این منظر امام خمینی(ره) تزکیه و تهذیب نفس را مقدم بر سیاست می داند .وشرط تعلیم و تربیت که رسالت پیامبر ان است را تهذیب نفس و تزکیه اخلاقی می داند .

 

از دیدگاه امام خمینی (ره)ارزشهای اخلاق وسیاست یکسانند وهردو باید درجهت سعادت بشری که قرب به حق و تحقق کلمه توحید "لا اله الا الله " است قرار گیرند . از این منظر کسانی که امر سیاست و تعلیم و تربیت وپرورش فضائل اخلاقی جامعه را عهده دارند به تعبیر قرآن کریم بایستی جزو مطهرون و راسخون در علم باشند .انتهای پیام/

 

 

 

 

 

 


نظر شما :